‌نگار جواهریان ستاره است یا قرار است ستاره بشود؟ ستاره یعنی چه؟ من اگر بخواهم در سینمای بعد از انقلاب چند تا ستاره بشمارم، به نظرم یك نفر است و آن هدیه تهرانی است و من جز او به كس دیگری ستاره نمی‌گویم. دلیلش هم این است كه به نظرم ستاره یعنی كسی كه نشود در هر ژانری از خبرهای داغش گذشت؛ او یك آیكون است و لزوما فقط بازیگری نیست. به نظرم هدیه تهرانی یك ستاره است، چون حتی با اینكه چند سالی است كار نمی‌كند، اما هنوز خبرساز است و كارنامه كاری او هم بسیار درخشان است. او می‌تواند تبدیل به شمایلی شود كه حتی بعد از چند سال كار نكردن بتواند تیتر یك روزنامه‌ها شود. بازیگرها می‌توانند زندگی خصوصی جذابی نداشته باشند، اما هر حركتی از ستاره باید جذاب باشد. ستاره یعنی این. حالا بیا ستاره را از بازیگر جدا كنیم، یك بازیگر می‌تواند هیچ كدام از اینها را نداشته باشد، چون بازیگری یك راه است. بنابراین من ستاره كه قطعا نیستم و فكر نمی‌كنم كه هیچ وقت هم بشوم. البته هرگز هم چنین چیزی در ذهن من نبوده است. ستاره بودن خیلی جذاب است اما من ستاره نیستم. من به چیزهای دیگری فكر كرده‌ام. چیزهای دیگری پارامتر من بوده است و آن راه ستاره شدن را نرفته‌ام.

نگاهی به زندگینامه نگار جواهریان   تصاویر

نگاهی به زندگینامه نگار جواهریان

نگار جواهریان (متولد ۲۲ دی ۱۳۶۱ در تهران) هنرپیشه سینما، تلویزیون و تئاتر ایران است. او در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت جایزه سیمرغ بلورین در رشته بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم طلا و مس شد. وی در چهاردهمین جشن خانه سینما نیز برای فیلم طلا و مس تندیس بهترین بازیگر زن نقش اول را دریافت کرد. وی در فیلم کمپ ایکس ری (۲۰۱۴) یه جای كریستین استوارت حرف زده است.

هر وقت نگار جواهریان اسم بازیگری را می‌آورد می‌توانی یك برق ذوق‌زدگی را در نگاهش پیدا كنی، همان برقی كه وادارش می‌كند بدون پشتوانه ازسال 76 تا همین حالا به یك اتفاق در سینمای خودش فكر كند.

گفت‌وگو با نگار جواهریان

‌در عرصه بازیگری چه تعریفی برای نگار جواهریان قایل می‌شوید؟
نگار جواهریان: این سوال شاید شبیه این باشد كه از من بپرسی چه شكلی هستم؛ اصولا تصویری كه آدم از خودش دارد كمی مخدوش است. انگار چشمم را ببندم و قیافه‌ام را تصور كنم، همیشه این تصویر مخدوش است. این تصویر همراه می‌شود با خاطرات و مجموعه‌ای از نشانه‌ها، غم و شادی‌هایی كه در زندگی فرد تاثیر گذاشته است. بنابراین راجع به كار هم این طور است؛ من واقعا نمی‌توانم تعریفی از نگار جواهریان در بازیگری قایل شوم. اگر بخواهم تعریفی برای این اسم و فامیل داشته باشم شفاف نیست چون با همه چیزهایی كه از كودكی تا الا ن همراهم بوده قاطی شده است.

به خصوص از 14-13سالگی كه من به مدرسه هنر و ادبیات كودكان و نوجوانان رفتم و این حرفه را یادگرفتم. 15سالگی هم با رفتن روی سن تئاتر شهر كار حرفه‌ای خودم را شروع كردم. بنابراین همه اینها مثل یك فیلم از جلوی چشمم رد می‌شود. فریم به فریم تمام این سال‌ها جلوی چشمم می‌آید و نمی‌شود درباره آن یك جمله گفت.

در دو، سه سال گذشته با اینكه همان روند سابق را طی كردید، بیشتر دیده شدید، به نظرتان چطور این اتفاق افتاده است؟
بخشی از آن به شرایطی كه در اختیار شما قرار داده می‌شود بر می‌گردد در حالی كه من همان راه را می‌روم. از سال 77 كه كارم را شروع كردم، تا الان همان راه را رفته‌ام؛ حساسیت‌هایم همان‌هاست كه بود، هدف و معیارهایم تغییر نكرده، لذت‌هایم همین‌طور؛ اما روزهایی پیش می‌آید كه به تو فرصت دیده شدن داده می‌شود كه البته برای این اتفاق باید خیلی چیزها كنار هم قرار بگیرد.

مثلا نقشی در فیلمنامه‌ای به تو فرصت می‌دهد كه هر آنچه آرام‌آرام در طی سال‌ها به دست آورده‌ای، كنار هم قرار بگیرد و اتفاق خوبی شكل بگیرد. همیشه در فیلمنامه‌ها نقش‌هایی هستند كه باید دیده شوند؛ یعنی همه عناصر فیلمنامه در جهتی است كه آن نقش دیده شود، بعد آن فیلمنامه به دست گروه و كارگردانی قرار بگیرد كه مسیر تو را می‌روند و بعد آن فیلم در زمانی نمایش داده شود كه دیده بشود. شاید باید برگردیم به طلا و مس. نقشی كه در طلا و مس بود، طوری بود كه اگر تو كمی كارت را بلد باشی و كار و هدفت جدی باشد، باید بتوانی از پسش بر بیایی و باید دیده شوی. منظورم این نیست كه باید تشویق می‌شد، ولی می‌شد حدس زد كه پتانسیل دیده شدن را دارد. می‌خواهم بگویم كه اتفاقا وقتی داشتم طلا و مس را در زمستان 87 بازی می‌كردم، واقعا به اینها فكر نمی‌كردم. چون سالیان سال بود كه مشغول كار بودم و دیگر به این فكر نمی‌كردم كه این نقشی است كه قرار است با آن دیده شوم.

نمی‌گویم كه ناامید بودم، می‌گویم كه من دارم راه خودم را می‌روم و دیگر به نتیجه فكر نمی‌كنم. البته از خدایم بود كه دیده شود ولی اگر هم نشد من نمی‌توانم این راه را ول كنم. حداقل از 13سالگی كه درگیرش شدم، دیگر نمی‌توانم فكر كنم روزی ولش می‌كنم. بنابراین در زمان فیلمبرداری طلا و مس به این فكر نمی‌كردم كه سال بعد قرار است این فیلم در یك جو رقابتی نمایش داده شود و جایزه هم بگیرد، یا حتی تاثیرش روی تماشاگر‌ها چقدر خواهد بود. آن موقع درگیر این بودم كه ام.اس چیست، همسر یك روحانی بودن چه دغدغه‌هایی دارد و جایی برای فكر كردن به این نتیجه‌ها نبود. بعد هم من عموما این طور هستم كه در زمان كار خیلی به این چیزها فكر نمی‌كنم چون مسیر برایم مهم است البته نگرانی‌هایم در لحظه بسیار زیاد است.

‌حتما خیلی مهم نیست كه نقش اول را بازی كنید؟
نه نیست. برایم در نقش این مهم است كه درگیرم كند، حتی اگر یك سكانس یا یك پلان باشد. مثلا نقش رویا، نونهالی در خانه‌ای روی آب فقط دو سكانس بود ولی ببینید چقدر این نقش به یادماندنی و تاثیرگذار بود. یك باری را در خودش دارد كه می‌تواند تو را زیر و رو كند. البته این را هم نمی‌شود فراموش كرد كه در سینمای ما خیلی كم پیش می‌آید كه نقش‌های كوچك یك باری را جابه‌جا كنند. این یك اتفاق خیلی ایده‌آل است. نقش‌های كوچك این روزها برای دیده شدن نقش یك ساخته می‌شوند. شاید برای همین است كه برای آدم‌ها نقش یك جذاب است، مسلما برای من هم هست ولی نه آنقدر كه بخواهم فقط آن را بازی كنم. خیلی وقت‌ها بوده كه نقش‌های كوتاه را در كنار نقش یك گذاشته‌ام و آن را ترجیح داده‌ام.

‌نگار جواهریان ستاره است یا قرار است ستاره بشود؟
ستاره یعنی چه؟ من اگر بخواهم در سینمای بعد از انقلاب چند تا ستاره بشمارم، به نظرم یك نفر است و آن هدیه تهرانی است و من جز او به كس دیگری ستاره نمی‌گویم. دلیلش هم این است كه به نظرم ستاره یعنی كسی كه نشود در هر ژانری از خبرهای داغش گذشت؛ او یك آیكون است و لزوما فقط بازیگری نیست. به نظرم هدیه تهرانی یك ستاره است، چون حتی با اینكه چند سالی است كار نمی‌كند، اما هنوز خبرساز است و كارنامه كاری او هم بسیار درخشان است. او می‌تواند تبدیل به شمایلی شود كه حتی بعد از چند سال كار نكردن بتواند تیتر یك روزنامه‌ها شود. بازیگرها می‌توانند زندگی خصوصی جذابی نداشته باشند، اما هر حركتی از ستاره باید جذاب باشد. ستاره یعنی این. حالا بیا ستاره را از بازیگر جدا كنیم، یك بازیگر می‌تواند هیچ كدام از اینها را نداشته باشد، چون بازیگری یك راه است. بنابراین من ستاره كه قطعا نیستم و فكر نمی‌كنم كه هیچ وقت هم بشوم. البته هرگز هم چنین چیزی در ذهن من نبوده است. ستاره بودن خیلی جذاب است اما من ستاره نیستم. من به چیزهای دیگری فكر كرده‌ام. چیزهای دیگری پارامتر من بوده است و آن راه ستاره شدن را نرفته‌ام.

اگر چنین هدفی داشتم باید درباره آن فكر می‌كردم و اصلا راهم عوض می‌شد. تو زمانی نقشی را در فیلمی بازی می‌كنی كه می‌دانی دیده نمی‌شود ولی نقش درخشانی است.

نگاهی به زندگینامه نگار جواهریان   تصاویر

‌اصلا سینمای ایران، قابلیت ستاره‌پروری دارد؟
شاید نمی‌خواهد كه داشته باشد. شاید در عرصه‌هایی مثل فوتبال و سیاست موقعیت ستاره شدن بیشتر باشد. به نظرم در سینما این موقعیت نیست اما در سطح سینمایی خودمان بعد از انقلاب هدیه تهرانی را داریم و قبل از انقلاب فردین. البته این مشكلات فقط از سینما ناشی نمی‌شود از بحث اعتقادی و فرهنگی بگیر و…

‌خودتان را بازیگر تئاتر می‌دانید یا سینما یا اصلا تفكیك نمی‌كنید و می‌گویید بازیگرهستید؟
خود به خود كه تفكیك وجود دارد. بالاخره دو رسانه متفاوت است، ولی شاید من خودم را بازیگر می‌دانم، با اینكه خودم در دلم وابستگی دیگری به تئاتر دارم، مثل بچه‌ای كه خانه پدری‌اش را دوست دارد. به نظرم تئاتر برای كسانی كه از تئاتر شروع كرده‌اند احساس امنیت می‌دهد. با اینكه در تئاتر باید بیشتر از این مایه بگذارم، هنوز به آن نقطه‌ای كه می‌خواهم نرسیدم، نمی‌گویم در سینما رسیده‌ام، اما در تئاتر هنوز به آن پله‌ای كه برای خودم در نظر گرفته‌ام نرسیده‌ام. در تئاتر كارهای ویژه‌ای هم دارم مثل «17 دی كجا بودی» كار امیركوهستانی، اما هنوز حسم ارضا نشده است.

‌شاید بتوان گفت در بین دیگر هم سن و سال‌هایتان پشتوانه‌ای در سینما نداشته‌اید با این وجود به آنچه خواسته‌اید رسیده‌اید. با توجه به باند بازی و وجود مافیای سینمایی برای هم سن و سال‌هایتان كه شرایط شما را دارند اصلا بدون باج دادن راه پیشرفت وجود دارد؟

مخاطب عام كه از این چیزها خبر ندارد ولی این ماجرا یك نقطه امنی برای من در تمام این سال‌هاست. شاید برای همین باشد كه من نمی‌توانم بازیگری را ول كنم. این نقطه امن است و این خیلی سخت است، باید در این شرایط خیلی پوست كلفت بود. باید خیلی‌خیلی عشق به این كار وجود داشته باشد و روزبه‌روز مثل سنگی كه آب از روی آن رد می‌شود و آن را تغییر می‌دهد، توانایی پذیرش این تغییر را داشته باشد. و در عین حال صبور هم بود، درست مثل سنگ. من خودم شاید دوست نداشته باشم بگویم كه در این مساله مدعی هستم، اما می‌توانم بگویم كه دیده‌ام و چنین شرایطی را هم تجربه كرده‌ام ولی این بی‌پناهی از آدم چیزی می‌سازد و در راهی كه می‌رود كمك می‌كند.

درست مثل بچه‌ای كه قرار است راه برود و باید زمین بخورد. من با اطمینان می‌گویم بدون هیچ كمك و پشتیبانی، اما با عشق و ایمان و كار زیاد می‌شود جلو رفت و قطعا می‌توانی روی یك نقطه خوب بایستی.

‌آن اتفاقی كه می‌خواستید در سینما برایتان افتاده است؟
جواب دادن به این سوال خیلی سخت است. مثل این است كه من از تو بپرسم به آن چیزی كه در زندگیت خواسته‌ای رسیده‌ای؟ درست مثل سوال اول می‌گویم من این راه را دوست دارم. همین جاده‌ای كه معلوم نیست انتهایش كجاست جایی در جاده، دشتی خوشگل می‌بینی، بعد به خرابه می‌رسی و تو نمی‌دانی قرار است به كجا برسی. زندگی هم همین شكل است و تو نمی‌دانی یك ماه بعد قرار است چه اتفاقی برایت بیفتد اما مهم، راه است و من این راه را دوست دارم.

  ازدواج نگار جواهریان و رامبد جوان

مراسم ازدواج رامبد جوان، مجری برنامه خندوانه و نگار جواهریان، بازیگر فیلم‌هایی چون طلا و مس و این جا بدون من، در کشور یونان برگزار شده است. چند سینماگر، از جمله حاضران در این مراسم بوده‌اند.

 نگاهی به زندگینامه نگار جواهریان   تصاویر

فیلم شناسی نگار جواهریان

 سینما

سال فیلم کارگردان یادداشت
۱۳۹۴ بیا با من شهاب حسینی
۱۳۹۴ نگار رامبد جوان
۱۳۹۳ اعترافات ذهن خطرناک من هومن سیدی
۱۳۹۳ قندون جهیزیه علی ملاقلی‌پور
۱۳۹۳ پریدن از ارتفاع کم حامد رجبی
۱۳۹۲ ملبورن نیما جاویدی
۱۳۹۱ حوض نقاشی مازیار میری
۱۳۹۱ آشغال‌های دوست داشتنی محسن امیریوسفی
۱۳۹۰ قصه‌ها رخشان بنی اعتماد
۱۳۹۰ بی خود و بی جهت عبدالرضا کاهانی
۱۳۸۹ اینجا بدون من بهرام توکلی
۱۳۸۹ یه حبه قند رضا میرکریمی
۱۳۸۸ هیچ عبدالرضا کاهانی
۱۳۸۷ طلا و مس همایون اسعدیان
۱۳۸۷ شبانه روز امید بنکدار و کیوان علیمحمدی
۱۳۸۷ کتاب قانون مازیار میری
۱۳۸۶ تنها دو بار زندگی می‌کنیم بهنام بهزادی
۱۳۸۶ صد سال به این سال‌ها سامان مقدم
۱۳۸۶ جعبه موسیقی فرزاد مؤتمن
۱۳۸۵ نسل جادویی ایرج کریمی
۱۳۸۴ پابرهنه در بهشت بهرام توکلی
۱۳۸۳ خوابگاه دختران محمدحسین لطیفی
۱۳۸۲ چند تار مو ایرج کریمی
۱۳۸۲ قدمگاه محمدمهدی عسگرپور
۱۳۸۰ من، ترانه ۱۵ سال دارم رسول صدرعاملی

 

 گروه صحنه و لباس

سال فیلم کارگردان یادداشت
۱۳۸۳ گیلانه رخشان بنی‌اعتماد در گروه صحنه و لباس

 

 مجموعه تلویزیونی

سال مجموعه کارگردان یادداشت
۱۳۹۳ کلاه قرمزی ۹۳ ایرج طهماسب مهمان برنامه
۱۳۹۰ کلاه قرمزی ۹۰ ایرج طهماسب مهمان برنامه
۱۳۸۵ زیر تیغ (مجموعه تلویزیونی) محمدرضا هنرمند
۱۳۸۲ این راهش نیست (مجموعه تلویزیونی) نوید میهن دوست

 

 فیلم تلویزیونی و شبکه خانگی

سال تله فیلم کارگردان یادداشت
۱۳۸۹ ستاره‌های سوخته سیروس الوند
۱۳۸۹ همین یک ساعت پیش سینا آذین فیلم کوتاه

 

تصاویر نگار جواهریان

نگاهی به زندگینامه نگار جواهریان   تصاویر

جدیدترین تصاویر نگار جواهریان بازیگر ایرانی

   نگاهی به زندگینامه نگار جواهریان   تصاویر

 عکس های نگار جواهریان

   نگاهی به زندگینامه نگار جواهریان   تصاویر

تصاویر جدید نگار جواهریان

   نگاهی به زندگینامه نگار جواهریان   تصاویر

 عکس های جدید نگار جواهریان

  نگاهی به زندگینامه نگار جواهریان   تصاویر

 بیوگرافی نگار جواهریان

 نگاهی به زندگینامه نگار جواهریان   تصاویر

 نگار جواهریان

نگاهی به زندگینامه نگار جواهریان   تصاویر

fa.wikipedia.org

 

منبع مطلب :

http://www.jazzaab.ir/